من عاشق دخترانی با چنین سینه های ظریف و بیدمشکی صاف هستم. آنها مانند شبنم صبح هستند - بوی طراوت و پاکی. هر مردی دوست دارد از جذابیت های خود لذت ببرد. در اینجا و آن مرد یکباره روی سه جوانه پایین آمد، آنها را له کرد و نهایت لذت را برد. و روشی که با چه لذتی او را مکیدند و تقدیر او را چشیدند، شگفتانگیز است. این همان دختری است که من می خواهم همین الان دستم را بگیرم.
تنها گذاشتن چنین همسر دوست داشتنی و به علاوه در عروسی خواهرم با مهمانان زیاد، بی پروا است. احساس جشن، الکل، و وسوسه می تواند کار را انجام دهد. سیاه پوست متوجه دختر بی حوصله شد و به خاطر توجه و توجه او به غریبه زیبا پاداش گرفت. او مانند ماده ای که مرد برای آن روز انتخاب کرده بود از او تشکر کرد. اکنون بدن او این دیدار فراموش نشدنی را به خاطر خواهد آورد.
آنها نمی توانستند صبر کنند! دیگر نمی تواند به خانه برسد، او درست در ماشین شروع به زدن بادکنک کرد. با چنین پیچ بزرگی که می بینم نق به سرعت می داند چگونه با سبزه ها آشنا شود.