دو تلیسه پلیس زن متخلف را دستگیر کردند. به جای اینکه حقوقش را بخوانند، شروع کردند به تکان دادن و مکیدن دیک او. یکی یکی. در آن خفه می شدند. آب دهان. بعد آنها را وادار کردند که بیدمشک هایشان را لیس بزنند و آنها را لعنت کنند. آنها هم دور هم نمی نشستند و هیچ کاری نمی کردند. در حالی که او آنها را کار می کرد و همدیگر را می لیسید. این چیزی است که من به آن می گویم مجری قانون. من خودم بدم نمیآید چنین نیم تنهای داشته باشم.
واداشتن جوجه ها به رابطه جنسی سرگرمی مورد علاقه پلیس است. آنها وحشت زده می شوند و اولین چیزی که به آن فکر می کنند این است که یک افسر مجری قانون را ضرب و جرح بدهند. حتی به ذهنشان هم نمی رسد که ممکن است فریب بخورند. اما در این شرایط، آنها فکر می کنند کاملاً حق دارند که اجازه بدهند توسط یک مرد یونیفرم پوش به لعنتی بپردازند. بسیاری از آنها وقتی خود را در رختخواب دوست می دارند، در مورد آن خواب می بینند. بنابراین زن سیاهپوست کاملاً مطمئن بود که دوست پسر خود را از مشکل قانون نجات داده است.
من می توانم قهوه و شیر را اینجا ببینم. آنقدر بدن های مختلف، متضاد، که می خواهید خود را در این افسانه غرق کنید و همه مشکلات را فراموش کنید. دختر شروع به هیجان زدگی کرد و پسر تصمیم گرفت که بهتر عمل کند. او از ویبو ماساژور استفاده کرد و سپس انگشتانش را داخل واژن سفت فرو برد. بلوند روشن شد و تنوع جنسی پرشور این زوج آغاز شد.
دختر خیلی خوشگله ولی لباش قشنگتره، این آرزوی منه. فقط اونجا راضیش میکنم