اگر دختری قبول کرده باشد که به عنوان خدمتکار مشغول به کار شود، به خوبی می داند که دیر یا زود باید با خروس ارباب خود روبرو شود. داشتن رابطه خوب با مشتری در حرفه او بسیار مهم است. بالاخره او خودش پول را رد نمی کند. پس به درستی در دهان او گرفت و او به حق او را کشید. و او احساس خوبی دارد و او به نوعی غریبه است. و شما مجبور نیستید در مورد آن به معشوقه خانه بگویید - اکنون به او نکاتی برای خدمات اضافی ارائه شده است :-)
به طور کامل متوجه نشدم که نامادری در ابتدا با او چه صحبتی می کند، اما با قضاوت بر اساس پیشرفت بیشتر وقایع، بدیهی است که از وضعیت سخت زنانه او شکایت می کند - سینه های بزرگ، در مورد او، که پوشیدن آنها بدون ماساژ مداوم دشوار است. و ماساژ سینه هاش و همچنین کل بدنش. و این چیزی بود که دوست دختر تیره پوستش در موردش صحبت می کرد ، قبل از اینکه با آنها به رختخواب برود ، بلافاصله فهمیدم - او با نامادری خود همدردی کرد و به او کمک کرد! همینطور بود، نه؟