دخترها به دنبال تفریح بودند، سوار ماشین. گاهی خودشان را هیجان زده می کردند. ظاهراً آنها می خواستند یک حس جدید داشته باشند، بنابراین آنها به یک پسر جوان و خوش تیپ عجیب و غریب پیشنهاد دادند. بعد از کمی متقاعد کردن و صحبت موافقت کرد و یکراست سر کار رفت. دخترها با او ارتباط برقرار کردند، به او ضربات بادکنکی دادند، در حالی که دو نفر در حال لعنت بودند، سومی زوج را نوازش کرد.
یک مربی باید توانایی های دانش آموزان دختر خود را توسعه دهد، به تمایلات آنها توجه کند و در آن جهت عمل کند. و این دوشیزه در نواختن فلوت چرمی بهترین بود. این توانایی نه تنها در تحصیل، بلکه در زندگی روزمره نیز به نفع او خواهد بود. نکته اصلی تمرینات روزانه و روی فلوت های مختلف است.
من خودم آسیایی هستم، یک پسر آسیایی می خواهم.